ابن المقفع ( مترجم : منشي )

مقدمهء مصحح 11

كليله و دمنه ( فارسي )

در آخر كتاب گفته است كه « چون بر ديگر كتب فارسي كه اعيان و اكابر اين حضرت عاليه كرده‌اند مقابله فرموده آيد شناخته گردد كه در انواع سخن قدرت تا چه حدّ بوده است » حكايت از واقع امر مىكند ، و سلطان بهرام شاه چنين قدرتي در استنباط تفاوت ما بين منشآت ديوانيان و نويسندگان داشته است ، يا اينها را جزء تعارفات مرسوم بين خادم و مخدوم بايد محسوب داشت ؟ بهر حالت كتاب پرداخته گشت و از قرائن تاريخي مستفاد ميگردد كه اين كار در حدود سالهاى 538 تا 540 هجري انجام يافت . از مقايسهء نسخه‌هاى مختلف كتاب با يكديگر و ديدن اينكه نسخ مختصر و متوسّط و مفصّل هست بنده را اين اعتقاد حاصل شده است كه نصر اللّه منشي شايد يكي دو بار در تحرير كتاب دست برده باشد و هر بار تفصيلاتي در فصول مختلف افزوده باشد ؛ از آن جمله است عبارات راجع بسخنان منصور عبّاسي ( 20 / 13 تا 23 / 15 ) و فصولي در خاتمهء كتاب كه در برخي از نسخ هست و در نسخهء ما نيست ، و اينها را در ضمن فهرست اختلاف قراءات خواهيم ديد . نسخهء قديمي كه اساس اين طبع قرار داده‌ام ظاهرا از تحرير متوسّط كتابست و مورّخ بسال 551 هجري است ، يعني يازده يا دوازده سال پس از ختم تحرير كتاب و در زمان حيات نصر اللّه منشي بخطّ مردي از اهل طبرستان كتابت شده است . همين يكي از نشانه‌هاى شهرتي است كه بزودي نصيب كتاب كليله و دمنهء بهرامشاهي گرديد . شعر و نثري كه از نصر اللّه منشي علاوه بر اين كتاب بدست ما رسيده است چيز كمي است ، سه رباعي بفارسي كه در لباب الألباب به دو نسبت داده شده است و دو بيت از قصيده‌اي بعربي كه خود در اين كتاب آورده و گويد كه از زبان بهرام شاه انشا كرده‌ام ، و قطعه‌اي به نثر در شكايت از حادثه‌اي ناگوار كه در مجموعهء منشآتي « 8 » تحت عنوان « لصاحب الكليلة » آمده است بدين عبارت :

--> ( 8 ) مجموعه در كتبخانهء اونيورسيته ( استانبول ) بنشان ف 552 محفوظ است و فيلم آن بسفارش اينجانب از براى دانشگاه طهران گرفته شده است ؛ آقاى استاد عدنان صادق ارزي قبل از آنكه بنده نسخه را بشناسم اين عبارت آن را كه در ورق 60 پ آمده است ببنده سراغ داده بودند .